چراغ دیده ی شب زنده دار من
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است .
شـده ام مـعـادلـه ی چنـد مَـجهولـی !ایـن روزهـا هـیـچ کـس از هـیـچ راهـی مـرا نـمـیـفهمـَد…. . نظرات شما عزیزان: مریم
![]() ساعت20:35---23 خرداد 1392
نه اولش پیداست و نه آخرش... با این همه باید تا آخرش بروم .... بگذار بنشینم و نفس تازه کنم .... نتـــــرس ! تصمیم من عوض نمی شود ... به سنگی بدل نمی شوم که کنار راه افتاده باشم ... نتــــــرس ! این بار هم که تاول پاهایم خشک شود .....دوباره عاشقت می شم.... دوباره راه می افتم .... دوباره گم می شوم.... هر طور شده این راه را تا آخر می روم ! پنج شنبه 19 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 18:6 :: نويسنده : شیوا
درباره وبلاگ ![]() تقدیم به همه دوستان مجازی : اسمش را می گذاریم دوست مجازی اما آن سو یک آدم حقیقی نشسته خصوصیاتش را که نمی تواند مخفی کند وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را می نویسد وقت می گذارد برایم، وقت می گذارم برایش نگرانش می شوم دلتنگش می شوم وقتی در صحبت هایم به عنوانِ دوست یاد می شود مطمئن می شوم که حقیقیست هرچند کنار هم نباشیم هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد...! آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |